تبليغاتX
بهار نارنج



دیشب دوستی به باغی دعوتمان کرد و چه باغی!

انار بود و تاری و تنبکی و آوازی...

دلمان به شیشه ای مانسته بود که ترک برداشته

 و منتظر تلنگری است که فرو بریزد....

فرو هم ریخت!

 

هرچند که از آینه بی رنگ تر است

از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است

 

 بشکن دل بی نوای ما را ای عشق

این ساز،شکسته اش خوش آهنگ تر است

 

پی نوشت :

- جای هرچه دل ترک برداشته،خالی بود...

 

+ نوشته شده در  جمعه 12 مهر1387ساعت 21:15  توسط بهارنارنج  | 



 

ما  سالی یک جمعه مان را به شما قرض می دهیم.

راه می رویم تا شما بلندتر فریاد بزنید.

و شعار می دهیم تا سنگ هایتان محکمتر پرتاب شوند.

ببخشید اگر در همه ی این بیست و چند سال کار دیگری نکرده ایم.

 .............................................................................................

فاصبر ان وعد الله صدق

 

+ نوشته شده در  جمعه 5 مهر1387ساعت 16:22  توسط بهارنارنج  |