روزهایم عقیم شده اند ...
من ناباروری ام را در خیابان های کهنه پرسه می زنم
و خیال جنینی را در اعماق ذهنم جستجو می کنم
بی آنکه آغوشی برای کسی باز کرده باشم...
پی نوشت :
- سهراب می خواند...و چه اندازه تنم هشیار است...
+
نوشته شده در سه شنبه 11 فروردین1388ساعت 11:57  توسط بهارنارنج
|
